آتلیه کودک | آتلیه نوزاد | آتلیه بارداری

۶ نکته برای ایجاد یک داستان و یک پروژه عکاسی

 من به شدت معتقدم که تعیین پروژه های عکاسی برای خودتان بهترین راه برای بهبود مهارت های عکاسی شما است. پروژه ها به شما تمرکز می دهند و کمک می کنند تا یک مجموعه کار منسجم ایجاد کنید. یک پروژه عکاسی کودک در آتلیه کودک می تواند چندین سال طول بکشد، و موضوعی داشته باشد که به شما کمک کند تا افراد و سوژه های جدیدی برای عکاسی پیدا کنید.

البته، ممکن است ندانید که چه نوع پروژه ای می توانید برای خودتان تعیین کنید که به این اهداف برسید. یک پروژه می تواند ساده باشد، مانند عکاسی از گل ها در حیاط پشتی خانه تان، یا می تواند پیچیده تر باشد، مانند سفر به یک کشور خارجی و عکاسی از افرادی که در آنجا پیدا می کنید.

ایده گرفتن برای یک پروژه عکاسی

شما می توانید از بخش «پروژه های عکاسی» لنزک برای الهام گرفتن استفاده نمایید.

من می خواهم با ارائه چند مثال از پروژه ای که برای عکاسی از هنرمندان و صنعتگران انجام دادم، چند توصیه در مورد انجام یک پروژه به شما بکنم. من چند نکته از این پروژه یاد گرفته ام.

اینها برخی از مهم ترین نکات هستند:

    ملاقات با افراد جدید و یادگیری در مورد صنایع دستی آنها جالب است. من دوست دارم با افراد جدید ملاقات کرده و با آنها صحبت کنم و در مورد زندگی آنها چیزهایی یاد بگیرم. زمان کوتاهی که من در طول عکاسی دارم، فرصتی برای برقراری ارتباط و صحبت در مورد هنر و خلاقیت، و همچنین کار هنرمند یا صنعتگر است. بعضی از آن افراد دوستان من شدند. این پروژه هم در سطح شخصی و هم در سطح عکاسی به من پاداش داده است.
    این کار به من کمک می کند تا چیزی جالب برای عکاسی پیدا کنم. به عنوان مثال، ۱۸ ماه پیش من سه روز در راگلان، شهر کوچکی در ساحل غربی جزیره شمالی نیوزیلند بودم. قبل از این که به آنجا بروم، با دو نفر از هنرمندان محلی تماس گرفتم و از آنها پرسیدم که آیا می توانم سری به آنجا بزنم و چند عکس بگیرم. هر دوی آنها جواب مثبت دادند – و من جالب ترین عکس های سفرم را در طول آن دو جلسه عکاسی گرفتم.
    پروژه خودش رشد می کند. من عکس ها را برای افرادی که از آنها عکس می گیرم می فرستم، سپس از آنها می پرسم آیا کس دیگری را می شناسند که ممکن است به این کار علاقه مند باشد. این معرفی ها و توصیه های شخصی به من کمک می کند تا هنرمندان و صنعتگران جدیدی برای عکاسی پیدا کنم.
    مهارت های عکاسی پرتره من بهبود یافته است. کار نیکو کردن از پر کردن است، و هر جلسه عکاسی به این معنی است که من در این سبک مستند عکاسی پرتره کمی بهتر می شوم.

    این پرتره ای است که من از هنرمند کریس میک گرفتم، یکی از هنرمندانی که در راگلان از آنها عکاسی کردم. ما صحبت بسیار خوبی در مورد هنر، خلاقیت، و زندگی داشتیم. اگر من این پروژه را شروع نکرده بودم، هرگز چنین تجربه ای به دست نمی آوردم.

[پروژه عکاسی]

خب، هنگامی که یک پروژه انتخاب کردید، چطور باید آن را موفقیت آمیز کنید؟ این ایده ها به شما کمک خواهند کرد.
۱
انواع تصاویر را ثبت کنید

این کار مهم است، چون به عکس هایی که شما از یک جلسه عکاسی می گیرید جذابیت و تنوع می بخشد. اما من می خواهم یک شرط اضافه کنم، چون فکر می کنم به طور کلی دو راه برای انجام یک پروژه عکاسی وجود دارد.

شرط اول این است که تمام منابع خود را بر روی به دست آوردن یک عکس عالی متمرکز کنید. شرط دوم این است که مجموعه ای از عکس های متنوع بگیرید که به طور کلی تفسیر بهتری ارائه داده و یک داستان بگویند.

پیشنهاد من ترکیب این دو رویکرد است. ایجاد انواع عکس ها را هدف قرار دهید، اما برای هر عکس بهترین تلاش خود را به کار گیرید. به عبارت دیگر، زمانی که امکان ایجاد یک تصویر را می بینید، توجه کامل خود را بر روی آن متمرکز کرده و قبل از این که به سراغ عکس بعدی بروید، تا می توانید آن را بهتر کنید.
[پروژه عکاسی]
شما چطور تنوع ایجاد می کنید؟ دو روش برای انجام این کار عبارتند از:

۱- نقطه دید خود را تغییر دهید. به سوژه خود نزدیکتر یا از آن دورتر شوید. از پایین، یا از بالا عکس بگیرید. البته، بهترین نقطه دید تا حد زیادی به سوژه پروژه شما، نور، و لنزهایی که استفاده می کنید بستگی دارد. اما مهم این است که همیشه به این فکر کنید که چطور می توانید با جابجا شدن در اطراف و عکس گرفتن از زوایای مختلف، تنوع ایجاد کنید.

۲- عکس های واید و کلوزآپ بگیرید. شما می توانید با یک عکس واید شروع کنید که همه چیز را ثبت می کند، سپس جلو بروید و انواع عکس ها را از نقطه دیدهای نزدیکتر بگیرید، و جزئیات را نشان دهید.

این کار برای پروژه هایی مانند پروژه من خوب است، که در آن می توانید یک عکس از هنرمند یا صنعتگر در هنگام کار در کارگاه خودش، همراه با مجموعه ای از تصاویر بسته تر و کلوزآپ هایی که آنها را در حین کار نشان می دهند، بگیرید. در این مثال، شما می توانید از محصولاتی که صنعتگر می سازد و همچنین از خود صنعتگر عکس بگیرید.

این دو عکس تاد، یک سازنده فلوت را نشان می دهند، که در گاراژ خود مشغول کار است. هر دو عکس با یک لنز گرفته شده اند، اما من برای گرفتن عکس دوم خیلی نزدیکتر شدم.
[پروژه عکاسی]

این مسئله در مورد موضوعات ایستاتر مانند مناظر نیز صدق می کند. اگر شما یک پروژه مرتبط با مناظر داشته باشید، می توانید با عکس هایی که کل صحنه را نشان می دهند، همراه با عکس هایی که جزئیات صحنه را از نزدیک نشان می دهند، تنوع ایجاد کنید.
۲
یک داستان بگویید

اغلب گفتن یک داستان تنها با یک تصویر سخت است، اما با دنباله ای از عکس ها آسان تر می شود، چون می توانید جنبه های مختلف یک داستان را در هر یک از آنها نشان دهید.

به عنوان مثال، من با عکس هایی که از صنعتگر گرفتم دوست دارم تصاویر گرفته شده در مراحل مختلف روند تولید را نشان دهم. این عکس ها در کنار هم نشان می دهند که چگونه یک آیتم خاص ساخته می شود. این یک داستان است. این سه عکس مراحل مختلف ایجاد یک اثر هنری توسط کریس میک را نشان می دهند.
[پروژه عکاسی] [پروژه عکاسی]

شما می توانید با توجه به جزئیات نیز یک داستان بگویید. من در حین عکس گرفتن از ایون، که یک شیشه‌گر است، متوجه شدم که دست هایش چیزهای زیادی درباره حرفه او می گویند. بنابراین مطمئن شدم که حتما عکس هایی مانند این بگیرم، که گرد و خاک روی دستانش و خال کوبی روی انگشت شستش را نشان دهد.
[پروژه عکاسی]
۳
نقاط اشتراکی پیدا کنید که عکس ها را به هم پیوند می دهند

اگرچه داستان عکس ها برای ایجاد علاقه در مخاطب به تنوع تصاویر نیاز دارد، اما خوب است که عکس ها به نوعی با هم مرتبط نیز باشند. به عنوان مثال، می توانید تمام عکس های یک جلسه عکاسی را به سیاه و سفید تبدیل کنید. یا شاید با استفاده از پیش تنظیمات Lightroom Develop Preset یکسان به عنوان مبنایی برای پردازش، آنها را به یک سبک مشابه پردازش کنید.

یا اگر پروژه ای دارید که شامل پرتره است، می توانید از نور برای مرتبط کردن عکس ها به یکدیگر استفاده کنید. استفاده از تنظیمات نورپردازی یکسان برای تمام پرتره ها راهی برای انجام این کار است.

این عکس ها از جاسمین، بافنده ای که کلاه می بافد، با نورپردازی و پردازش به هم مرتبط شده اند. همه آنها با نور طبیعی که از میان یک پنجره به خانه او می تابد نورپردازی شده اند، و پردازش رنگ یکسانی در لایت روم بر روی آنها اعمال شده است.
[پروژه عکاسی] [پروژه عکاسی]
۴
به افراد علاقه واقعی نشان دهید

اگر پروژه شما شامل عکاسی از اشخاص است، مهم است که واقعا به آنها و کاری که انجام می دهند علاقه داشته باشید. به عنوان مثال، فرض کنید شما می خواهید پروژه گرفتن پرتره از موج سواران را انجام دهید. اگر واقعا به موج سواری علاقه داشته باشید و از صحبت با موج سوارها لذت ببرید، بهترین نتایج را به دست خواهید آورد.

همه چیز باید واقعی باشد. اگر شما واقعا به افراد علاقه مند باشید، نقاط اشتراک زیادی با آنها پیدا خواهید کرد و صحبت کردن با آنها برایتان آسان می شود. اما اگر علاقه مند نباشید، نمی توانید آن ارتباطی که برای گرفتن پرتره های خوب لازم است را برقرار کنید.
۵
به پروژه زمان بدهید

به پروژه های خود زمان بدهید تا به تکامل برسند و رشد کنند. به عنوان مثال، اگر یک پروژه عکاسی از مناظر محلی خودتان را داشته باشید، زمان دادن به آن به شما اجازه می دهد تا مجموعه عکس هایی ایجاد کنید که تنوع ایجاد شده توسط آب و هوا و فصل ها را نشان دهند. نشان دادن تغییراتی که در طی یک دوره زمانی اتفاق می افتند نیز راه دیگری برای گفتن یک داستان است.

پروژه عکاسی جالب: ۱۲ سال عکاسی از یک پنجره
۶
مقایسه کنید و به تکامل برسید

دلیل این که چرا پروژه ها یک تجربه یادگیری خوب هستند این است که آنها فرصتی به شما می دهند تا کار فعلی خود را با عکس های قبلیتان مقایسه کنید. شما خواهید دید که چگونه ایده ها و تکنیک هایتان به مرور زمان تکامل می یابند. همچنین از ایجاد یک مجموعه کار و یادگیری ویرایش نمونه کارها با انتخاب تصاویر قوی نیز بهره مند خواهید شد.

نویسنده: اندرو گیبسون (Andrew S. Gibson)

منبع:

لنزک

برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 1 ]

[ شنبه 13 مرداد 1397 ] 23:22 ] [ آتلیه کودک ]

[ ]

شروع کار با عکاسی مفهومی

 عکاسی مفهومی دقیقا چیست؟ عکاسی مفهومی را می توان به عنوان یک ژانر از عکاسی فاین آرت در نظر گرفت که یک ایده را نشان می دهد، و قبل از هر چیز دیگری بر روی مفهوم عکس تمرکز می کند. هر تصویری می خواهد پیامی را به بیننده منتقل کند، چه یک تفسیر اجتماعی باشد، چه یک اعتراض عاطفی، و چه یک بیانیه سیاسی، که این یا از طریق عکس های خوب گرفته شده در صحنه یا تکنیک های پس پردازش به دست می آید. عکاسی بارداری در آتلیه بارداری


«آزادی» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/5, 50mm, 1/640sec, ISO250، اثر فلورنتینا امون (Florentina Amon)

یکی از اولین معرفی های جهان در زمینه عکاسی مفهومی، سلف پرتره ایپولیت بایارد (Hippolyte Bayard) به صورت عکسی با عنوان «مرد غرق شده» در سال ۱۸۴۰ بود. این عکس نمادین پاسخی به عدم به رسمیت شناختن او به عنوان یکی از مخترعان اصلی عکاسی بود، و داستان این که او چطور به دلیل بی عدالتی دولت فرانسه «خودش را غرق کرد» را بیان می کند. امروزه، عکاسی مفهومی دو استفاده اصلی دارد، به عنوان یک روش یا به عنوان یک شکل هنر. این نوع عکاسی بسیار خیال پردازانه است، بنابراین اغلب به ایجاد تصاویری می انجامد که واقعیت های تحریف شده را به تصویر می کشند.

مهم است توجه داشته باشید که هدف عکاسی مفهومی، مانند عکاسی منظره یا انتزاعی، ایجاد تصاویر عالی و بی نقص نیست. اگرچه مسلما اثر نهایی باید سطح مشخصی از زیبایی شناسی داشته باشد، اما هدف نهایی آن ترسیم یک تصویر در ذهن بیننده است، تا آنها را به تفکر وادارد و تفسیرهای شخصی آنها را پرورش دهد.
[عکاسی مفهومی]

«بازگشت» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/1.4, 50mm, 1/200sec, ISO200، اثر فلورنتینا امون
عکاسی مفهومی به عنوان یک روش

به عنوان یک روش، عکاسی مفهومی در مورد ایجاد تصاویری است که متناسب با یک مفهوم هستند، مانند عکاسی تبلیغاتی یا آرشیوی، که در آن تصویر نهایی با یک مفهوم از پیش تصور شده ارتباط برقرار می کند و به عنوان یک «صحنه نمایش» برای ایده ها مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال، یک تصویر از یک مرد در زیر یک کوه قند برای هشدار در مورد خطر مصرف قند، یا شخصی که زیر یک آبشار ایستاده تا آن حس تازگی را نشان دهد که با یک مارک خاص دستمال مرطوب می توان تجربه کرد.
[عکاسی مفهومی]

«ابرها در آسمان» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/2.2, 50mm, 1/40sec, ISO400، اثر فلورنتینا امون
عکاسی مفهومی به عنوان یک شکل هنر

به عنوان یک شکل هنر، این ژانر عکاسی هیچ وقت به خوبی تعریف نشده است. این ژانر نخستین بار در دهه ۱۹۶۰ به عنوان راهی برای هنرمندان جهت ثبت روند سایر هنرهای غیر عکاسی مانند هنرهای نمایشی یا مجسمه سازی شروع به ظاهر شدن در هنر کرد، و آنها هنرمندان مفهومی در نظر گرفته می شدند. در آن زمان، عکاسی مفهومی به عنوان نمایش ضعیفی از استعدادهای هنری دیده می شد، چون تولید هنر عکاسی با کیفیت بر اساس توانایی های تکنیکی قضاوت میشد، و نه داستان پشت تصویر. با این حال زمانه تغییر کرده است، و عکاسی مفهومی به عنوان یک شکل هنر به شدت مورد تحسین واقع شده است.
[عکاسی مفهومی]

«پناهگاه» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/1.4, 50mm, 1/250sec, ISO100 by، اثر فلورنتینا امون
نحوه کار

اکثر عکس های مفهومی از ترکیبی از تکنیک ها برای انتقال پیام خود استفاده می کنند، از استفاده از یک استعاره بصری گرفته تا حالت عکس. هنر و عکاسی مفهومی بر روی ناخودآگاه انسان تاثیر می گذارد، و هنرمندان از تصاویری استفاده می کنند که می دانند باعث ایجاد واکنش ها و ارتباطات احساسی از جانب بیننده می شوند. بعضی از عکاسان از نمادهای شناخته شده جهانی در کار خود استفاده می کنند، مانند استفاده از رنگ سفید برای نشان دادن پاکی و خلوص، یا تحت تاثیر قرار دادن عمدی ابهام و ذهنیت تفاسیر افراد برای پیشبرد گفتگو و بحث در مورد کار آنها. پس خوب است که عکاسانی که این ژانر را انتخاب می کنند، واقعا درک کنند که انسان ها چگونه اطلاعات و تصاویر را پردازش می کنند، چون تنها در این صورت است که می توانند اثری ایجاد کنند که آنها را به سطح عمیق تری می رساند.

اما این بدان معنا نیست که مهارت های تکنیکی مهم نیستند. اگرچه ماهیت عکاسی مفهومی در ایده نهفته است، اما درک عکاسی پایه در ارائه مهم است. استفاده ماهرانه از نور، سایه ها، و تکنیک های تصویربرداری و پس پردازش می تواند تا حد زیادی پیامی را که یک عکاس سعی دارد انتقال دهد تقویت کرده، و به ایجاد یک پاسخ مورد نظر از جانب مخاطب کمک خواهد کرد.

نویسنده: مونا تئو (Mona Teo)

منبع:

لنزک

برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 1 ]

[ پنجشنبه 11 مرداد 1397 ] 22:13 ] [ آتلیه کودک ]

[ ]

نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی

 نظریه های گشتالت (Gestalt) توسط روانشناسان آلمانی در دهه ۱۹۲۰ به رهبری ماکس ورتایمر با این باور که ذهن از گرایش های خودسازماندهی برای شکل دادن به یک «دید کلی جهانی» استفاده می کند، ایجاد شدند. این نظریه ها تلاش می کنند توضیح دهند که ما هر چیزی را که می بینیم چطور درک می کنیم و برای ایجاد یک «درک تصویری» چگونه آنها را در ذهن خود سازماندهی می کنیم. ایده اصلی این است که وقتی ما با یک صحنه آشفته از لحاظ بصری مواجه می شویم، ذهن ما آن را به الگوها و اَشکال قابل تشخیص تر ساده می کند. این نظریه ها تحت عنوان اصول گشتالت شناخته شده اند. منشأ خود کلمه گشتالت به معنی شکل دادن/ به تصویر کشیدن/ سازماندهی کردن است که به عنوان یک کل یکپارچه شده است. بنابراین، این نظریه ها اغلب به صورت «کل بزرگتر از مجموع بخش هاست» بیان می شوند، چون ذهن ما یک تصویر را در شکل کلی آن، و نه تک تک بخش های آن درک می کند. این مکانیزمی برای ذهن است که وقتی یک تصویر را می بیند دیوانه نشود.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 15mm; f/4; 1/180 sec; ISO 400

(هوا برای کار کردن سرد است)

از آنجا که عکاسی ارائه تصویر به بیننده است، ما می توانیم زمانی که عکس می گیریم از اصول گشتالت استفاده کنیم تا تاثیر درستی در ذهن بیننده ایجاد کنیم. به این ترتیب می توانیم ایده تصویر را به شیوه ای بهتر ارائه دهیم. اصول (قوانین) گشتالت می توانند برای فهمیدن این که ادراک بصری چگونه کار می کند و چرا برخی از تصاویر بهتر از بقیه از کار درمی آیند، مفید باشد. در زیر اصول گشتالت برای عکاسی خیابانی ارائه شده است: عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد
سادگی

ذهن ما یک تصویر را در ساده ترین شکل آن می بیند. قانون سادگی توضیح می دهد که ساده سازی یک تصویر برای کمک به چشم و ذهن مهم است، تا در تفسیر آنچه که ما سعی داریم نشان دهیم احساس راحتی کنند. بنابراین زمانی که ما از یک صحنه عکس می گیریم، سعی داریم ساده ترین شکل آن را پیدا کنیم تا آن را برای ذهن جالب و «هضم» آن را آسان کنیم. و بعد از مدتی، ذهن عمیق تر می شود و معنای واقعی تصویر را درک می کند.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 100D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 194mm; f/5.6; 1/2000 sec; ISO 400

(ربات بیگانه)
تقارن

المان های متقارن در یک تصویر به عنوان بخش هایی از یک گروه دیده می شوند. رابطه هر دو طرف به ما کمک می کند تا المان ها را به صورت یک شکل واحد درک کنیم. وقتی ما یک عکس می گیریم، می توانیم از این قانون برای ایجاد یک تصور کلی از یک تصویر کامل استفاده کنیم که در واقع شامل دو یا چند المان است. تقارن را می توان با برقراری تعادل در المان ها یا قرینه سازی آنها ایجاد کرد. با این حال، گاهی اوقات ترکیب بندی متقارن می تواند بسیار کسل کننده باشد، و این بستگی به خلاقیت ما در گرفتن تصاویر جالب و سرگرم کننده دارد.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/8; 1/100 sec; ISO 800

(بادکنک فروش)
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/8; 1/1000 sec; ISO 400

(مسیر یخ زده)
شکل روی زمین

در یک تصویر، گاهی اوقات ما باید یک شیء را نشان دهیم (نقطه توجه اصلی تصویر)، اما چشمان بیننده نمی توانند به وضوح آن را ببینند چون آن شیء با پس زمینه خود ادغام می شود. قانون شکل روی زمین (Figure to Ground) به ما کمک می کند تا توضیح دهیم کدام المان به عنوان شکل دیده شده و کدام المان زمین خواهد بود. شکل، شیء یا نقطه توجه اصلی و زمین، پس زمینه پشت یا اطراف شکل می باشد. گاهی اوقات شکل همیشه یک شیء نیست، می تواند یک ناحیه باشد. ذهن ما کوچکترین یا پرکنتراست ترین (تاریک ترین یا روشن ترین) ناحیه را به عنوان شکل و ناحیه بزرگتر را به عنوان زمین خواهد دید.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/4.5; 1/800 sec; ISO 400

(پس از باران)
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/11; 1/500 sec; ISO 200

(کار صبح زود)
سرنوشت مشترک

قانون سرنوشت مشترک (Common Fate) توضیح می دهد که المان های بصری که با هم در یک جهت حرکت می کنند، به صورت بخشی از یک گروه واحد دیده می شوند. بنابراین، زمانی که ما یک صحنه را با گروهی از المان های در حال حرکت با یکدیگر می بینیم، ذهن ما آن را به صورت یک گروه خواهد دید، و المان های دیگری که ثابت می مانند یا در جهت دیگری حرکت می کنند، خارج از گروه در نظر گرفته خواهند شد. با درک این قانون، می توانیم تصویری از یک گروه ایجاد کنیم که در واقع شامل المان های مختلف است یا می توانیم المان هایی را از گروه حذف کنیم.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/11; 1/1600 sec; ISO 800

(عجله)
نزدیکی

گروهی از المان ها که به یکدیگر نزدیک هستند، احتمال بیشتری وجود دارد که متعلق به یکدیگر دیده شوند، نسبت به وقتی که از هم دور باشند. بنابراین، اگر ما بخواهیم ارتباطی بین المان ها در یک تصویر ایجاد کنیم، باید آنها را نزدیک یکدیگر قرار دهیم.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 12mm; f/8; 1/60 sec; ISO 400

(دوستان)
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 116mm; f/11; 1/60 sec; ISO 400

(او کیست)
شباهت

اگر المان ها شبیه یکدیگر باشند، ذهن ما آنها را متعلق به یک گروه می بیند. قانون شباهت را می توان با استفاده از رنگ، شکل، اندازه، بافت یا هر ویژگی دیگر ایجاد کرد. المان های غیر مرتبط که ویژگی های مشابهی دارند، به صورت یک گروه دیده خواهند شد. با درک قانون شباهت، می توانیم با استفاده از رنگ، شکل، اندازه یا بافت المان های غیر مرتبط، بین آنها ارتباط ایجاد کنیم. تکرار، زیر مجموعه این قانون است.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 100D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 65mm; f/4; 1/50 sec; ISO 100

(دوستان در سکوت)
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/11; 1/200 sec; ISO 100

(بدون عرق ریزی)
تداوم

قانون تداوم توضیح می دهد که ذهن ما تمایل دارد اَشکال یا خطوط را فراتر از نقطه پایانشان ادامه دهد. اشیاء به عنوان یک کل گروه بندی می شوند اگر هم خط باشند یا یک خط جهت را دنبال کنند. تا زمانی که اَشکال یا خطوط ادامه دار باشند، حتی اگر بخش بخش و مجزا باشند، به صورت یک المان واحد دیده می شوند. و هرچه بخش های آنها نرمتر باشد، بیشتر آنها را به صورت یک شکل یا خطوط یکپارچه می بینیم. از تداوم مانند خطوط هدایتگر نیز می توان برای هدایت نگاه بینندگان به سمت سوژه اصلی که می خواهیم آنها ببینند استفاده کرد.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 1000D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 250mm; f/5.6; 1/320 sec; ISO 400

(خارج از دسترس)
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 13mm; f/13; 1/8 sec; ISO 400

(سفر)
خاتمه

یکی از کارهای خوبی که ذهن ما می تواند انجام دهد، توانایی کامل کردن اَشکالی است که وجود ندارند. ذهن ما تمایل به تکمیل کردن اشیاء ناتمام دارد. این قانون خاتمه است که برای توضیح این که ذهن ما چگونه می تواند فاصله بین اشیاء یا خطوطی که کامل نیستند را پر کند، مورد استفاده قرار می گیرد. ذهن ما توانایی تشخیص المان های یک تصویر را دارد، حتی اگر آن المان تنها بخشی از شیء بزرگتر باشد. در یک تصویر، اَشکال کامل می توانند کسل کننده باشند. از این رو ما می توانیم اطلاعات کافی به ذهن بدهیم تا بتواند اَشکال را شکل دهد، اما هنوز هم کمی جا برای تخیل باقی بگذاریم. با درک نظریه های گشتالت در هنگام عکاسی خیابانی، ما می توانیم تصویری با قدرت هدایت ذهن بینندگان آنطور که می خواهیم آنها ببینند، با ترکیب بندی المان های آن به شیوه ای موثر ایجاد کنیم.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

یک بار دیگر تکرار می کنیم، نظریه های گشتالت در مورد ادراک و واقعیت هستند.

نویسنده: آگوس نونوت سوپریانتو (Agus Nonot Supriyanto)

منبع:

لنزک

برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 1 ]

[ پنجشنبه 11 مرداد 1397 ] 22:12 ] [ آتلیه کودک ]

[ ]

۷ چیز ضروری که هر عکاسی باید یاد بگیرد

 فرق بین یک عکس خوب و یک عکاس خوب چیست؟ تفاوت در ثبات و پایداری است. برای همه ما پیش آمده که به طور شانسی یک عکس خوب گرفته باشیم. شما کاملا مطمئن نیستید که چطور موفق به گرفتن آن شدید، اما همه چیز به طرز جادویی در جای خود قرار گرفت و شما تصویری را ثبت کردید که باعث می شود احساس کنید یک ستاره به تمام معنا هستید. اما مهم این است که بتوانید آن هیبت و شکوه را دوباره تکرار کنید… بارها و بارها. این کاری است که عکاسان عالی می توانند انجام دهند.

پس عامل موفقیت چیست؟ خوش شانسی؟ گرفتن یک تریلیون عکس به طوری که چند تا از آن عکس های خوب اتفاقی در بین آنها باشد؟

نه. همه چیز به لیست کوتاهی از اصول و قواعد برمی گردد. اینها چیزهایی هستند که عکاسان می دانند، به طوری که وقتی زمان آن فرا رسد، می توانند این اطلاعات را وارد عمل کنند تا به آنها کمک کند آن تصاویر برنده را بگیرند.

پس می خواهید عکس های عالی بگیرید؟ می خواهید به عنوان یک عکاسی کودک در آتلیه کودک پیشرفت کنید؟ این جایی است که باید از آن شروع کنید.
۱
دوربین خود را بشناسید


آیا فکر می کنید برخی عکاسان حرفه ای وجود دارند که به طور کامل نمی دانند چطور دوربین خود را کنترل کنند؟ درست است. من از کجا می دانم؟

قبلا خودم یکی از آنها بودم.

بله، این یک اعتراف زشت بزرگ است، اما حقیقت دارد. ما با عکاسی در مُد اولویت دیافراگم شروع کردیم، و اجازه دادیم دوربین به جای ما فکر کند.

ما فکر می کردیم این کار آسان تر و سریع تر از یادگیری تمام آن مسائل تکنیکی ترسناک است.

و شما می توانید برای مدتی به این شیوه ادامه دهید. دوربین ها از همیشه هوشمندتر شده اند، و می توانند برای شما خیلی دقیق عمل کنند. اما ندانستن این مسائل تکنیکی شما را عقب نگه می دارد، و در رده «عکاسی شانسی» قرار می دهد.

چیزی که من اینجا دارم در مورد آن صحبت می کنم، نیاز به درک ویژگی های ضروری دوربین و لنزتان است، و دانستن این که چطور این امر بر روی ظاهر تصاویر شما تاثیر می گذارد.

شما باید بدانید چطور تغییر دیافراگم بر ظاهر عکس شما تاثیر می گذارد.

شما باید بدانید چطور سرعت شاتر خود را تنظیم کنید تا نتایجی که می خواهید را به دست آورید.

شما باید بتوانید ایزویی را انتخاب کنید که مناسب شرایط شما باشد.

و آن وقت، بر اساس ویژگی های دوربین خود، باید در مورد مُدهای درایو، تراز سفیدی، فوکوس، مُدهای تثبیت کننده و غیره بدانید.

خوشبختانه این مسائل آنقدر که به نظر می رسد دشوار نیستند. در واقع شما می توانید تمام آنها را تنها در چند ساعت یاد بگیرید. وقتی این کار را انجام دادید، آماده اید تا به مرحله بعدی بروید.
۲
درک نوردهی
[نکات ضروری عکاسی]

زمانی که شما درک دقیقی در مورد دیافراگم، سرعت شاتر و ایزو، و این که چطور بر ظاهر عکس های شما تاثیر می گذارند پیدا کردید، باید همه آنها را در کنار هم قرار دهید و یاد بگیرید که آنها چطور با هم تعادل پیدا می کنند تا بتوانید یک نوردهی خوب ایجاد کنید.

یکی از سخت ترین چیزها این است که بفهمید منظور افراد از یک «نوردهی خوب» چیست. برخی از افراد فکر می کنند که تنها یک نوردهی درست و یک نوردهی اشتباه وجود دارد و اگر آن را اشتباه به دست آورید یک احمق هستید.

این طرز فکر احمقانه است.

و اگر به اینترنت مراجعه کنید و سعی کنید تعریف روشنی به دست آورید؟ ها، موفق باشید! همه آن تعریف ها فوق العاده گیج کننده هستند، و واقعا به اصل نحوه ایجاد یک نوردهی خوب نمی پردازند.

(نوردهی مورد علاقه من «شدت نوری که بر روی یک فیلم عکاسی می افتد ضرب در زمانی که نوردهی می شود است»… اوه… پس من به یک ماشین حساب نیاز دارم؟)

بنابراین ما تعریف خودمان را از نوردهی ارائه دادیم:

یک نوردهی خوب، میزان روشنایی است که می خواهید تصویر داشته باشد.

اگر از چیزی که شما می خواهید روشن تر باشد، زیاد نوردهی شده است. اگر تاریک تر از چیزی که شما می خواهید باشد، ناکافی نوردهی شده است.

ساده است.

در نهایت، همه چیز به تصمیم خلاقانه شما بستگی دارد. شما عکاس هستید. اما باید بدانید چطور همه چیز را تنظیم کنید تا به نوردهی مورد نظر خود دست یابید، و چطور از دوربین خود برای کمک به فهمیدن آن استفاده کنید.
۳
تسلط بر نور
[نکات ضروری عکاسی]

اجازه دهید با گفتن این جمله شروع کنم که من فکر نمی کنم هیچ کس واقعا بتواند کاملا بر نور مسلط شود (شاید به استثنای خدای یونانی آپولو). ما عکاسان برده های خوشحال و مشتاق نور هستیم. بدون آن ما نمی توانیم کارمان را انجام دهیم. و نور می تواند یک ارباب بی ثبات و بی دوام باشد (به خصوص اگر از نور طبیعی استفاده کنید).

اما یادگیری در مورد نور، درک جنبه ها و ظرافت های مختلف آن، دانستن نحوه کار با آن در هر شرایطی، ایجاد آن، دنبال کردن آن… خب، اینها واقعا پیگیری های مادام العمر عکاس هستند. ما هیچ وقت واقعا تسلط کامل پیدا نمی کنیم، اما ممکن است با سالها تمرین، به آن نزدیک شویم.

از کجا شروع کنیم؟ ساده است. از بیرون. زمانی که قدم به بیرون می گذارید، فرصت های نورپردازی بی شماری در انتظار شما هستند. آیا می توانید در نور شدید هنگام ظهر عکس بگیرید؟ در نور ساعت طلایی؟ پس از غروب خورشید؟ زمانی که ستاره ها ظاهر می شوند؟

سپس به داخل خانه برگردید. از نور پنجره ها استفاده کنید. تنوع نامحدودی آنجا وجود دارد، و در چنین سناریوی ساده (اما پیچیده) ای شما کم کم می توانید نکات ظریف تری را یاد بگیرید.

برای ادامه یادگیری آماده اید؟ ایجاد نور مورد نظر خودتان را امتحان کنید (مثل یک جادوگر!) یاد بگیرید که چطور از یک فلاش اکسترنال استفاده کنید. چند لامپ استودیویی کرایه کنید، قرض بگیرید یا بخرید، و شروع به ایجاد تنظیمات نورپردازی خودتان بکنید.

به جستجوی نور ادامه دهید، به یادگیری در مورد آن ادامه دهید، و به قرار گرفتن در شرایط نوری جدید ادامه دهید. این کار یک عمر ماجراهای عکاسی، و بیش از چند تصویر عالی برای شما به ارمغان خواهد آورد.
۴
کاوش عمق میدان
[نکات ضروری عکاسی]

خیلی خب، خیال بافی در مورد نور کافی است. بیایید وارد عمل شویم.

عمق میدان بخش بزرگی از عکاسی شماست که احتمالا تا حد زیادی آن را دست کم می گیرید.

من می دانم، چون خودم آن را دست کم گرفته ام. و می دانم که هنوز هم این کار را می کنم. شما چطور؟

عمق میدان یکی از آن چیزهایی است که در ابتدا ساده به نظر می رسد، و هرچه بیشتر یاد می گیرید پیچیده تر می شود. اما یادگیری در مورد آن، حتی در سطح پایه، تغییر زیادی در کار شما ایجاد خواهد کرد.

به عنوان مثال، شما بدون این که اول در مورد عمق میدان یاد بگیرید، ممکن است فکر کنید که برای به دست آوردن کمی تاری در پس زمینه تصویرتان، فقط باید مقدار دیافراگم خود را کم کنید.

اما فاصله کانونی، فاصله سوژه تا پس زمینه، و فاصله دوربین تا سوژه را در نظر نگرفتید. و با ترکیب عوامل خاص، دیافراگم شما ممکن است در واقع تاثیر بسیار کمی بر عمق میدان داشته باشد یا اصلا تاثیری نداشته باشد. این کاملا درست است. گاهی اوقات هیچ تفاوت عمق میدان قابل توجهی بین f/1.4 و f/11 وجود ندارد.

هنگامی که شما کم کم می فهمید که همه اینها چطور با هم ارتباط دارند، می توانید تاری پس زمینه چشمگیری به دست آورید، حتی با یک دوربین کامپکت در یک دیافراگم زیاد، تنها با دانستن این که دقیقا چطور باید تمام متغیرها را کنترل کنید.

یک تصور غلط دیگر در مورد عمق میدان این ایده است که «عمق میدان کم همیشه بهتر است». هنگامی که تازه شروع به کار می کنید، عمق میدان کم یک تکنیک جدید و هیجان انگیز است. اما در استفاده از آن زیاده روی نکنید. تا به حال دیده اید که یک عکس سر و شانه (هدشات) گرفته شده در ۸۵mm و f/1.2 چطور به نظر می رسد؟ یک بوکه زیبا به راحتی می تواند حواسمان را پرت کند، و فراموش کنیم که حتی یکی از آن گردی های چشم هم در فوکوس نیست. امم، خب این کاملا درست نیست.

از دیافراگم های زیاد نترسید. یا دیافراگم های کم. در واقع، اصلا از دیافراگم نترسید. یاد بگیرید که عمق میدان چطور کار می کند، و سپس از آن به عنوان یک تصمیم خلاقانه برای درست از کار درآوردن تمام تصاویر استفاده کنید. این کاری است که یک عکاس عالی انجام می دهد. آنها گزینه های خود را می دانند، و از تمام آنها استفاده می کنند. مطلب پیشنهاد شده در پایین شما را با تمام عوامل تاثیرگذار بر عمق میدان آشنا می کند.

بیشتر بخوانید: عمق میدان را عمقی یاد بگیرید
۵
شناخت پرسپکتیو
[نکات ضروری عکاسی]

این شاید یکی از تحسین شده ترین موضوعات در عکاسی است. به بیان ساده، پرسکتیو مربوط به روابط فضایی بین اجسام در کادر شماست – اندازه های آنها، قرارگیری آنها، و فضای بین آنها. تمام این تعیین موقعیت ها شیوه ای که بیننده شما صحنه را تفسیر می کند را تغییر می دهند. این ممکن است باعث شود همه چیز سه بُعدی تر به نظر برسد، و یک حس عمق به عکس بدهد، یا ممکن است همه چیز را تخت و مسطح کند.

بنابراین چرا این موضوع به وضوح مهم به طور گسترده مورد بحث قرار نگرفته است؟ چون پیچیده است! یا حداقل در نگاه اول می تواند پیچیده باشد.

بیایید ساده شروع کنیم. زمانی که شما عکس می گیرید، جایی که در آن قرار می گیرید یک تصمیم بسیار مهم است. این چیزی است که پرسکتیو شما را تعیین می کند. و تغییر پرسپکتیو می تواند عکس شما را از یک تصویر معمولی به یک تصویر کاملا جذاب تبدیل کند.

شناخت پرسکتیو به تمرین و آزمایش زیادی نیاز دارد. و کمی تکان دادن پاهایتان، اینکه دولا شوید، دراز بکشید، روی یک نردبان بایستید، روی یک ساختمان بایستید، یک قدم به جلو بردارید، یک قدم به چپ بردارید. این چیزها پرسپکتیو شما را تغییر می دهند و تاثیرات عمده ای بر ظاهر و احساس عکس های شما ایجاد می کنند. آزمایش کنید. هر بار که پرسپکتیو خود را تغییر می دهید عکس بگیرید، و بعدا آنها را با هم مقایسه کنید. این کار چطور تصویر را تغییر می دهد؟

حالا فاصله کانونی چطور؟ آیا پرسپکتیو را تغییر می دهد؟ به لحاظ تکنیکی نه. این زاویه دید را تغییر می دهد (به عبارت دیگر، زاویه صحنه ای که دوربین شما ثبت می کند). لنزهای واید مقدار وسیع تری از یک صحنه را ثبت می کنند. تنها تغییر لنز پرسپکتیو را تغییر نمی دهد (هرچند ممکن است اینطور به نظر برسد). زمانی که شما تغییر لنز را با تغییر موقعیت ترکیب می کنید، پرسپکتیو تغییر می کند.
۶
غلبه بر ترکیب بندی
[نکات ضروری عکاسی]

اکنون کمی فراتر می رویم، و وارد بحث ترکیب بندی می شویم. این یک موضوع مهم است که مربوط به نحوه سازماندهی المان های بصری کوچک مختلف در صحنه می باشد. این بحث گسترده تر از پرسپکتیو است، و شامل چیزهایی مانند نور، خطوط، اَشکال، فرم ها، رنگ ها، کادرها، بافت ها، الگوها، حرکت، بازتاب ها و غیره می باشد.

شما ممکن است «قوانین» ترکیب بندی را شنیده باشید: قانون یک سوم، فضای منفی، تعادل بصری. قوانین ترسناک، و کسل کننده به نظر می رسند، و این ایده که شما قبل از این که مجاز به عکاس بودن باشید باید بنشینید و آنها را حفظ کنید، احتمالا بسیاری از عکاسان را از غوطه ور شدن در دنیای شگفت انگیز ترکیب بندی باز می دارد.

اما من اینجا هستم تا به شما بگویم که «قوانین» در واقع قانون نیستند. آنها بیشتر شبیه دستورالعمل هستند. اینها راه هایی برای سازماندهی المان ها در کادر شما هستند که به گفتن یک داستان، انتقال یک احساس، یا جلب توجه بینندگان کمک می کنند. همه آنها چیزهای جالب و سرگرم کننده ای هستند، و چیزهای بسیار ضروری اگر بخواهید یک عکاس عالی باشید.

به عنوان مثال، آن «قانون یک سوم» که همیشه در مورد آن می شنوید. خب، این نشان می دهد که با قرار دادن سوژه در امتداد یکی از این خطوط یک سوم جادویی، یا در تقاطع خطوط (چیزی که من دوست دارم آن را یک نقطه عالی بنامم)، ناخودآگاه اهمیت آن المان را در کادر خود افزایش می دهید. و دانستن این موضوع مهم است، چون می تواند به شما کمک کند تا نگاه بیننده خود را به جایی که می خواهید هدایت کنید!

اما اگر احساس می کنید این قانون را دوست ندارید، می توانید آن را عمدا بشکنید، و سوژه خود را کاملا در مرکز کادر قرار دهید. شاید بخواهید تقارن سوژه خود را برجسته کنید. شاید یک سوژه بسیار جدی است، و قرار دادن آن در مرکز آن احساس را تقویت می کند.

این به شما، استاد عکاسی بستگی دارد. زمانی که شما در مورد ترکیب بندی بدانید، برای هر عکسی که می گیرید، انواع گزینه های جالب و سرگرم کننده مانند این را در نظر می گیرید.

بیشتر بخوانید: کلیه مقالات ترکیب بندی لنزک
۷
پس پردازش خود را عالی و بی نقص کنید
[نکات ضروری عکاسی]

بیایید این مطلب را با موضوعی که کمی بحث برانگیز است به پایان برسانیم.

ببینید، در دنیای عکاسی دو دسته از افراد وجود دارند. کسانی که معتقدند پس پردازش (استفاده از نرم افزار برای ویرایش تصاویرتان پس از این که گرفته شدند) در بهترین حالت اتلاف وقت، و در بدترین حالت انحراف واقعیت است.

دسته دیگر معتقدند که پس پردازش ابزاری است که یک عکاس می تواند از آن استفاده کند تا با کمک آن تصاویرش بیشتر شبیه به آنچه که چشم آنها در هنگام گرفتن عکس شاهد آن بود شود، یا حالت عکس را بهبود بخشد یا یک داستان بگوید. این یک تکنیک خلاقانه است که قدمت آن به اندازه خود عکاسی است.

پس پردازش یک مهارت ضروری برای یک عکاس دیجیتال است. (حتی عکاسان فیلم هم پس پردازش انجام می دهند!)

این یک واقعیت ساده است که تصاویری که مستقیما از دوربین بیرون می آیند، چیزی جز صحنه اصلی که از آن عکس گرفته شده به نظر نمی رسند. آنها کسل کننده، تخت و بی روح هستند.

پس پردازش با تنظیم چیزهایی مانند کنتراست، روشنایی، وضوح، و اشباع، به بازگرداندن آن زیبایی کمک می کند.

سپس شما می توانید حتی از این هم فراتر بروید.

با برنامه هایی مانند لایت روم می توانید کارهایی مانند dodging و burning انجام دهید، که به معنی روشن یا تاریک کردن انتخابی بخش هایی از یک تصویر به منظور هدایت توجه بینندگان شما به جایی است که می خواهید.

اینها تکنیک های جدیدی نیستند. dodging و burning به آغاز عکاسی برمی گردند، اما در ابتدا به سختی با نوردهی بخش های مختلف چاپ برای مدت زمان های مختلف انجام می شدند.

خیلی دشوار بود، و اگر اشتباهی می کردید مجبور بودید دوباره از اول شروع کنید. dodge و burn این تصویر از اوگن اسمیت (W. Eugene Smith) ظاهرا ۵ روز طول کشیده است!

امروزه، با لایت روم، می توانید این کار را در عرض چند ثانیه انجام دهید، و هر چقدر می خواهید آن را تنظیم کنید تا وقتی که همه چیز عالی و بی نقص شود. احساس نمی کنید خوش شانس هستید؟ می دانم که چنین احساسی دارید!
ن
نتیجه گیری

پس اینها ۷ جنبه اصلی عکاسی هستند که هر عکاس باید آنها را مطالعه کند و انجام دهد. بعضی از آنها را می توان در یک دوره زمانی کوتاه فهمید، و برخی دیگر به یک عمر نیاز دارند تا بر آنها تسلط پیدا کنید. اما این خبر خوبی است. شما چیزهای هیجان انگیز زیادی برای یادگیری پیش رو دارید!

نویسنده: لورن لیم (LAUREN LIM)

منبع:

لنزک


برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 1 ]

[ پنجشنبه 11 مرداد 1397 ] 22:11 ] [ آتلیه کودک ]

[ ]

۱۰ ترفند عکاسی که می توانید در خانه انجام دهید

در ویدیو امروز ، شاهد ۱۰ ترفند عکاسی بارداری در آتلیه بارداری ساده و در عین حال جالب و آموزنده از تیم COOPH خواهید بود که می توانید آن ها را در خانه انجام دهید. ترفند هایی چون ایجاد لنز فلیر با فندک، هک کردن لنز برای نورپردازی خلاقانه، بازی با پرسپکتیو و عکاسی از میان قطرات آب.

ویدیو: ۱۰ ترفند عکاسی که می توانید در خانه انجام دهید

نمایشگر ویدیو
00:00
منبع:

برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 1 ]

[ سه شنبه 9 مرداد 1397 ] 23:40 ] [ آتلیه کودک ]

[ ]

مقایسه جامع عکاسی با فرمت RAW و JPEG

 فرمت عکاسی RAW چیست و چه تفاوتی با JPEG دارد؟ چه موقع با فرمت RAW عکس بگیریم و چه موقع با JPEG؟ در این آموزش علاوه بر تعریف و توضیح هر یک از این فرمت ها به صورت ساده و فنی، با مقایسه انجام شده پی به تفاوت آن ها خواهید برد. من قصد نداشتم یک مقاله اختصاصی در مورد مقایسه RAW و JPEG بنویسم. چرا؟ فکر می کردم که این کشتی مدتها پیش غرق شده و دوره بحث های داغ در مورد این که کدام فرمت بهتر است، سر آمده. اما، چیزی که من در تدریس عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد متوجه شدم این بود که این موضوع هنوز هم برای هر نسل از تازه واردانی که تصمیم می گیرند به عرصه هیجان انگیز و فوق العاده عکاسی بپیوندند، گیج کننده و مبهم است. این حاصل تلاش من برای نوشتن تنها مقاله ایست که شما برای درک تفاوت بین RAW و JPEG نیاز خواهید داشت.
اولین برخورد با RAW

زمانی که برای اولین بار فرمت RAW در DSLR های مدرن در دسترس قرار گرفت، من دوربینی نداشتم که آن را پشتیبانی کند. من چند مقاله در مورد فرمت جدید خوانده بودم اما مزایای عکاسی در فرمت RAW کاملا مشخص نبودند. در عوض، من صرفا با تجربه آزمایشی به طرفدار RAW تبدیل شدم. من به نحوی به یک عکس RAW دسترسی پیدا کردم – دقیقا یادم نیست چطور یا از کجا – و آن را در فتوشاپ باز کردم. زمانی که من شروع به بازی کردن با تصویر کردم، تقریبا یک حمله قلبی از این هیجان خالص به من دست داده بود.

در فتوشاپ یا هر برنامه ویرایش دیگری، وقتی شما شروع به حرکت دادن اسلایدرهای ویرایش برای چیزهایی مانند کنتراست و اشباع می کنید، اسلایدر را بیشتر و بیشتر جلو می برید تا وقتی که تصویر از هم بپاشد. این زمانی است که می دانید به حد مجاز رسیده اید و دیگر نمی توانید جلوتر بروید، بلکه باید آن را کم کنید (به عقب برگردانید).

چیزی که من در اولین برخوردم با یک تصویر RAW تجربه کردم، وسعتی بود که می توانستم آن را بیشتر جلو ببرم، تقریبا دو برابر یا بیشتر.

من حتی بدون درک کامل این که فرمت جدید چطور کار می کرد، شیفته آن شده بودم. من هیچ وقت به عقب نگاه نکردم. این تجربه انگیزه اصلی من برای خرید اولین DSLR ام بود – یک Canon Digital Rebel – که فرمت RAW را پشتیبانی میکرد.
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

RAW پردازش نشده
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

JPEG پردازش شده در لایت روم
RAW در مقابل JPEG – توضیح غیر فنی

این بهترین و ساده ترین توضیح تفاوت بین فرمت عکاسی RAW و JPEG است که من تا کنون پیدا کرده ام.

تصور کنید که تصویر RAW در واقع خمیر است، و به جای عکاس، شما یک آشپز هستید. شما مواد مختلف را به خمیر اضافه کرده و سپس آن را در فر می گذارید تا بپزد. در پایان این روند، شما یک کیک زیبا دارید.

کیک ظاهر و طعم خوبی دارد، اما همیشه یک کیک خواهد بود – شما نمی توانید آن را به یک پای یا پیراشکی تبدیل کنید چون یک کیک است. اما، اگر دوباره با خمیر شروع کنید، می توانید هر چیزی را که می خواهید درست کرده یا بپزید. تنها محدودیت خلاقیت و استعداد شماست.

امیدوارم متوجه شده باشید که من با این مثال می خواهم به کجا برسم.

درک فرمت های RAW و JPEG

در عکاسی، فرمت RAW داده های خام پردازش نشده و پخته نشده جمع آوری شده از صحنه توسط سنسور دوربین است. جذاب به نظر نمی رسد اما پتانسیل زیادی برای آنچه که می توانید با آن به دست آورید، دارد.

از طرف دیگر، JPEG محصول نهایی است. وقتی شما یک سری ویرایش ها را به تصویر RAW خود اعمال می کنید و از نتیجه راضی هستید، آن را در نمونه کار خود با فرمت JPEG ذخیره می کنید. همین. زیبا به نظر می رسد اما هیچ راه بازگشتی وجود ندارد.
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

RAW پردازش نشده
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

JPEG پردازش شده در لایت روم

اگر از قیاس آشپزی راضی بودید، می توانید به بخش بعدی رفته و مستقیما به سراغ کاربردهای عملی فرمت های RAW و JPEG در عکاسی بروید.
RAW در مقابل JPEG – توضیح فنی

به طور خلاصه، پردازنده دوربین دیجیتال نور آنالوگ را به اطلاعات دیجیتال – صفر و یک – تبدیل کرده و آن را ثبت می کند.

سنسورهای دوربین از واحدهای کوچکی به نام پیکسل تشکیل شده اند. هنگامی که ما مشخصات یک دوربین را می خوانیم، ممکن است بگوید که یک سنسور ۲۰ مگاپیکسلی دارد، که به این معنی است که شامل ۲۰ میلیون واحد کوچک یا پیکسل است.

زمانی که ما دکمه شاتر را فشار می دهیم و نور به سنسور برخورد می کند، هر تک پیکسل شدت نور را با شمارش تعداد فوتون هایی که به آن پیکسل می رسند، اندازه گیری می کند. بارِ فوتون ها ولتاژ را در پیکسل تغییر می دهد؛ مقادیر ولتاژ توسط دوربین ثبت می شوند. همین. داده های RAW مجموعه ای از مقادیر ولتاژ ثبت شده از تمام ۲۰ میلیون پیکسل هستند.

اما، بزرگترین چالش در هنگام ثبت تصاویر رنگی به وجود می آید.

پیکسل های سنسور «کور رنگ» هستند. آنها تنها می توانند کل طیف نور را تشخیص دهند و نمی توانند شدت رنگ های جداگانه مانند قرمز، سبز و آبی را اندازه گیری کنند. اگر تمام پیکسل ها تنها شدت طیف کامل را اندازه گیری و ثبت می کردند، ما در نهایت به تصاویر خاکستری می رسیدیم.

برای غلبه بر این محدودیت، طراحان سنسور، فیلترهای رنگی را در مقابل هر پیکسل قرار می دهند. هر فیلتر دو تا از سه رنگ را مسدود می کند. در نتیجه، هر پیکسل شدت یک رنگ خاص – قرمز، سبز یا آبی – را اندازه گیری می کند.

این اطلاعات در یک فایل RAW ثبت می شوند. این فایل حاوی اطلاعات شدت نور ایجاد شده توسط یک رنگ از هر پیکسل سنسور است.
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

RAW پردازش نشده
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

JPEG پردازش شده در لایت روم
تبدیل به JPEG

هنگامی که ما در حالت JPEG عکس می گیریم، دوربین داده های RAW را می گیرد و آنها را از طریق پردازنده تصویر خود اجرا می کند. این یک فرآیند پیچیده و نیازمند منابع زیاد است. اول، تلاش می کند تا میزان شدت نور دو رنگ غایب (مسدود شده) را برای هر پیکسل برآورد کرده یا حدس بزند.

سپس، پردازنده تصویر کنتراست، اشباع و شارپ سازی اعمال می کند. فضای رنگ و تراز سفیدی را بر اساس تنظیمات دوربین انتخاب شده توسط کاربر قبل از گرفتن عکس تنظیم می کند.

در مرحله آخر، فشرده سازی JPEG اعمال می شود و تصویر بر روی کارت حافظه ذخیره می شود.
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

RAW پردازش نشده
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

JPEG پردازش شده در لایت روم
تصاویر JPEG متفاوت از RAW های یکسان

این بدین معناست که اگر دو مدل دوربین مختلف – مثلا، سونی و نیکون – از سنسور های یکسان استفاده کرده و داده های RAW یکسان را ثبت کنند، این دو شرکت از الگوریتم های متفاوتی برای تفسیر اطلاعات رنگ استفاده کرده، و در نتیجه نتایج متفاوتی ایجاد می کنند. شما احتمالا بررسی هایی را که در آن یک تولیدکننده عکس های JPEG را با رنگ های چشم نوازتر یا رنگ پوست واقعی تر از دیگران ایجاد می کند، خوانده اید. علت این مسئله این است که هر تولیدکننده از روش متفاوتی برای تفسیر داده های رنگ غایب استفاده می کند.

هنگامی که ما با فرمت RAW عکس می گیریم، اطلاعات ولتاژ هر پیکسل در یک فایل ثبت شده و در کارت حافظه دوربین ذخیره می شود. فقط همین.

فرآیند تفسیر اطلاعات رنگ، اعمال کنتراست، اشباع، تراز سفیدی و غیره به صورت دستی با استفاده از پردازنده های RAW مختلفی مانند لایت روم، Camera RAW، RAW Image، Capture One و غیره انجام می شود.
پردازش RAW غیر مخرب

حالا مفهوم «پردازش RAW غیر مخرب» باید معنی بیشتری برای شما داشته باشد. وقتی ما یک فایل RAW را در لایت روم بارگذاری کرده و به عنوان مثال شروع به حرکت دادن اسلایدر Color Balance می کنیم، فایل را تغییر نمی دهیم. در عوض، ما تنها تفسیرمان را از داده ها تغییر می دهیم. از آنجا که ما نمی توانیم پیش نمایش داده های RAW را به طور مستقیم ببینیم، لایت روم یک پیش نمایش برای ما ایجاد می کند – یک نسخه JPEG از تفسیر ما – و فایل RAW را دست نخورده باقی می گذارد.
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

RAW پردازش نشده
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

JPEG پردازش شده در لایت روم

به طور خلاصه: وقتی ما با فرمت JPEG عکس می گیریم، برای تفسیر داده های RAW و ایجاد تصویر نهایی بر پردازنده دوربین تکیه می کنیم. این فرآیند بر اساس برآوردها، میانگین ها و الگوریتم هاست.

هنگامی که ما با فرمت RAW عکس می گیریم، بر روند پردازش کنترل کامل داریم و می توانیم تغییرات متعددی از یک تصویر RAW ایجاد کنیم. اما این کار به مهارت و تجربه نیاز دارد، و یک فرآیند بسیار وقت گیرتر است.
R
چه موقع باید از فرمت RAW استفاده کنیم
عکاسی منظره
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

هنگامی که ما از مناظر عکس می گیریم، اغلب با محدوده دینامیکی یا دامنه دینامیک (dynamic range) گسترده نور سر و کار داریم – که به دلیل آسمان خیلی روشن و سایه های تاریک است. فرمت JPEG محدوده دینامیکی «بریده شده ای» دارد که در طول فشرده سازی اجتناب ناپذیر است. استفاده از فرمت RAW برای منظره بهترین کار است.
عکاسی HDR
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

هنگامی که محدوده دینامیکی صحنه بیش از محدوده دینامیکی سنسور دوربین باشد، استفاده از تکنیک HDR ضروری است. تکنیک HDR نیازمند گرفتن چند عکس با نوردهی های مختلف و ترکیب آنها به یک عکس است – تصویر HDR ساخته شده یک محدوده دینامیکی بسط (گسترش) یافته دارد. ادغام تصاویر JPEG که قبلا فشرده و پردازش شده اند، چندان ایده آل نیست.

لنزک: تکنیک عکاسی HDR یا High Dynamic Range (دامنه دینامیک بالا)، به معنی گرفتن عکس هایی با نوردهی های مختلف برای پوشش دادن دامنه دینامیک وسیع یک صحنه است. برای مثال یک منظره که آسمانی روشن و زمین تاریک دارد، یک عکس بر اساس نوردهی درست آسمان، و دیگری نوردهی درست زمین گرفته می شود و سپس در فتوشاپ ترکیب می گردند. توصیه می شود این عکس ها یا نوردهی های اولیه، با فرمت RAW ثبت شوند که در پس پردازش اطلاعات بیشتر یا دامنه دینامیک وسیع تری داشته باشیم.
چاپ در اندازه بزرگ
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

هنگامی که ما با هدف ایجاد تصاویر چاپی بزرگ عکس می گیریم، استفاده از فرمت RAW ضروری است. اگر من یک فایل دیجیتال ۲۴ مگاپیکسلی (۶۰۰۰x 4000x) داشته باشم، اجازه خروجی چاپی ۲۰ اینچی در رزولوشن ۳۰۰dpi را به من می دهد. اگر بخواهم عکس های حتی بزرگتری چاپ کنم، باید مقیاس فایل اصلی را با استفاده از نرم افزار خاصی بالا ببرم. تصاویر JPEG از پس افزایش مقیاس خیلی خوب بر نمی آیند و اغلب مصنوعات بر اساس فشرده سازی (compression artifacts) تولید می کنند.
شرایط نوری دشوار
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

همه دوربین ها برای تراز سفیدی (White balance) تنظیماتی دارند. بسته به شرایط نوری (نور خورشید، ابری، نور مصنوعی، ترکیبی از نور طبیعی و منابع مصنوعی)، برای ایجاد عکس های طبیعی شما باید تراز سفیدی (WB) دوربین را تنظیم کنید.

زیبایی RAW این است که شما می توانید تراز سفیدی را بعد از گرفتن عکس بدون فدا کردن کیفیت تنظیم کنید. اگر در مورد شرایط نوری مطمئن نیستید، اول عکس بگیرید و تراز سفیدی را بعدا تنظیم کنید.
به عنوان یک مبتدی – RAW اشتباهات شما را خواهد پوشاند
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

فایل های RAW نسبت به اشتباهات شما بخشنده تر هستند. اگر شما در طول عکاسی نوردهی صحیح را به دست نیاوردید، تصاویر RAW شانس خیلی بهتری برای بازیابی تصاویر در طول پس پردازش به شما می دهند.
به عنوان یک عکاس فاین آرت
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

عکاسان فاین آرت واقعیت را در حالت طبیعی خود ثبت نمی کنند. آنها سعی می کنند واقعیت را از طریق دید و استعداد هنری خود تفسیر کنند. تصاویر RAW به عکاسان اجازه آزادی عمل بیشتری داده و به عکاسان فاین آرت کنترل بیشتری برای رسیدن به آنچه در ذهن دارند می دهد.
J
چه موقع باید از JPEG استفاده کنیم
به عنوان یک مبتدی که عکس ها را ویرایش نمی کند

الگوریتم هایی که دوربین ها برای تبدیل تصاویر RAW به JPEG از آنها استفاده می کنند با هر نسل جدید پیچیده تر می شوند. در نتیجه، کیفیت عکس های JPEG مستقیما بیرون آمده از دوربین دارد بهتر و بهتر می شود. اگر شما با پس پردازش عکس ها در ویرایشگرهای RAW مانند لایت روم راحت نیستید، از فرمت JPEG استفاده کنید.
عکاسی اکشن
[مقایسه فرمت های عکاسی RAW و JPEG]

از آنجا که فایل های JPEG بسیار کوچکتر هستند، به عکاسان اجازه عکاسی در نرخ فریم (frame rate) بسیار سریعتر و ذخیره سریعتر تصاویر بر روی کارت حافظه را می دهند. به عنوان مثال، اگر با فرمت RAW عکس بگیرید، می توانید ۱۰ فریم در ثانیه عکاسی کنید و حداکثر ۱۰۰ عکس بگیرید قبل از این که بافر دوربین پر شود و باید منتظر بمانید تا تصاویر بر روی کارت حافظه ثبت شوند. هنگام عکاسی با فرمت JPEG، می توانید ۱۴ فریم در ثانیه عکس بگیرید و ۳۵۰ فریم بگیرید قبل از این که بافر پر شود. این یک مزیت بزرگ هنگام عکاسی از فعالیت های ورزشی است.
عکاسی از رویداد

گاهی اوقات در طول رویدادهای زنده، یک عکاس برای ویرایش عکس ها وقت ندارد. عکس به محض این که گرفته شد تحویل داده می شود. اگر عکس بعد از ثبت قرار نیست ویرایش شود، نیازی به فرمت RAW نیست.
عکاسی برای آژانس های خبری

این یک روند جدید در میان آژانس های خبری است که تنها به عکس های اصلی در فرمت JPEG نیاز دارند. منطق در اینجا به حداقل رساندن دستکاری عکس می باشد، که هیچ وقت مورد استقبال آژانس های خبری قرار نگرفته است.
زمانی که فضا بر روی کارت حافظه شما محدود است

اگر کارت حافظه شما به سرعت پر می شود، وقت آن است که به فرمت JPEG سوئیچ کنید. داشتن عکس JPEG با کیفیت پایین تر بهتر از هیچ است.

نویسنده: ویکتور الیزاروف (Viktor Elizarov)

منبع:

لنزک


برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 1 ]

[ سه شنبه 9 مرداد 1397 ] 23:39 ] [ آتلیه کودک ]

[ ]

۵ نکته آموزشی برای عکاسی از مناظر شهری

 «من مناظر شهری را به عنوان یک ژانر فرعی از عکاسی کودک در آتلیه کودک خیابانی در نظر می گیرم. اما این کار به مهارت نیاز دارد – آنچه که یک منظره شهری عالی را از یک عکس فوری از یک ساختمان متمایز می کند چیست؟ در این راهنما، من سعی خواهم کرد تا نکاتی را ارائه دهم و در مورد نحوه عکاسی احساسی تر، به یاد ماندنی تر، و قدرتمندتر از مناظر شهری ساختارشکنی کنم». در ادامه این مطلب لنزک اریک کیم عکاس خیابانی نکات جالب و متفاوتی را برای عکاسی از مناظر شهری آموزش داده و برای هر نکته یک تمرین عکاسی مطرح کرده است. مطالعه این مطلب را به همه لنزکی های عزیز توصیه می کنیم.
منظره شهری چیست؟


برای شروع، یک «منظره شهری» در واقع ثبت یک منظره از یک چیز شهری است. ما به طور کلی به مناظر به عنوان غروب های زیبا، کوه ها، و مانند آن فکر می کنیم.

با این حال، به نظر من عکاسی از محیط شهری جذاب است. محیط های ساختگی که انسانها ایجاد کرده اند.

برای من، مناظر شهری جالب تر از مناظر طبیعی هستند – چون آنها بیشتر تفاسیر اجتماعی، انتقاد، یا بازتابی از جامعه ارائه می دهند. بسیاری از مناظر شهری بیگانه و غیر طبیعی هستند. آنها ما را به عنوان انسان به دام می اندازند، و باعث می شوند که ما این زندگی های غیر طبیعی را داشته باشیم (به زندگی در حومه شهر فکر کنید، که در آن ما حتی پیاده رو هم نداریم).
۱
ساختمان هایی را پیدا کنید که احساس دارند
[عکاسی منظره شهری]

من فکر می کنم برای شروع، یک منظره شهری عالی باید احساس داشته باشد. این تنها راهی است که می توانیم با یک ساختمان، یک محیط شهری، یا یک صحنه با نوعی همدلی یا احساس ارتباط برقرار کنیم.

به عنوان مثال، به دنبال ساختمان هایی بگردید که فرسایش یافته اند. که شخصیت دارند. که تاریخ دارند. که رنگ پوست، آجرهای در حال افتادن به یک طرف، یا جزئیات کوچک در جایی که احساسات را تداعی می کند، داشته باشند.

این کار هیچ قانونی ندارد. تنها مهم است که چه احساسی دارید.

تمرین: به ساختمان ها احساس بدهید

به عنوان یک تکلیف، در اطراف پیاده روی کنید و سعی کنید با این احساسات مختلف از ساختمان ها عکس بگیرید:

    غم
    شادی
    لذت
    هیجان
    یأس
    تنهایی
    انزوا

البته، ساختمان ها احساسی ندارند. اما با این حال ما به عنوان انسان می توانیم احساسات خود را به ساختمان ها افزوده یا نسبت بدهیم.

یک ساختمان «شاد» در مقابل یک ساختمان «غمگین» برای شما چطور به نظر می رسد؟

تنها از قضاوت خود استفاده کنید، و آن را امتحان کنید.

لنزک: تشخیص، صنعتی در ادبیات است که با استفاده از آن به اجسام بی جان حالات، صفات و یا احساس های انسانی نسبت داده و به آن جلوه ای انسانی می بخشند. به عنوان مثال این بیت شعر: طعنه بر طوفان مزن، ایراد بر دریا مگیر، بوسه بگرفتن ز ساحل، موج را دیوانه کرد. در این بیت عمل بوسیدن و صفت دیوانگی به موج نسبت داده شده است که مختص انسان می باشد. این صنعت را می توان به گونه ای در رشته عکاسی نیز وارد نمود. یعنی از طریق عکاسی از اشیا، صفات و احساس های انسانی را به مخاطب منتقل نمود. برای مطالعه بیشتر به مطلب «استفاده از صنعت تشخیص در عکاسی» مراجعه نمایید.
۲
تعداد زیادی عکس بگیرید
[عکاسی منظره شهری]

مزیت مناظر شهری این است که حرکت نمی کنند، بر سر شما فریاد نمی زنند، یا وقتی دوربینتان را روشن می کنید تغییر نمی کنند.

اشتباهی که بسیاری از عکاسان هنگام عکاسی از مناظر شهری مرتکب می شوند این است که تنها یک بار کلیک می کنند، و می روند.

تمرین: بر روی صحنه کار کنید

در عوض، سعی کنید تعداد زیادی عکس از منظره شهری ای که به نظر شما جالب است بگیرید. از زوایا و پرسپکتیوهای مختلف از آن عکس بگیرید. از فاصله خیلی نزدیک عکس بگیرید، سپس یک گام به عقب بردارید. از چپ، و از راست عکس بگیرید. دولا شوید. شاید بتوانید یک پرسپکتیو بالاتر به دست آورید و در سطح چشم یا پایین تر عکس بگیرید.

جبران نوردهی های مختلف را امتحان کنید. از آن در ۰، ۱-، ۲-، ۱+، ۲+ عکس بگیرید.

هرچه می توانید عکس بگیرید، و پس از آن متوجه می شوید که یک تفاوت ظریف از نظر کادربندی یا نوردهی، اثر تصویر را کاملا تغییر خواهد داد.
۳
به دنبال جزئیات کوچک و خاص بگردید
[عکاسی منظره شهری]

من فکر می کنم کلید یک منظره شهری عالی این است که «یک چیز کوچک و خاص» به آن اضافه کنید همچون گیلاسی که آخر کار روی کیک می گذارند – جزئیات کوچک و کمی که یک عکس فوری عادی را به چیزی عمدی تر یا جالب تر تبدیل می کند.

شاید «یک چیز کوچک و خاص» در عکس شما بتواند یک مخروط ایمنی تنها باشد. یا می تواند تنها یک ترک در یک پنجره باشد. یا می تواند شخصی باشد که در کنار منظره شهری در حال راه رفتن است. یا می تواند یک رنگ خاص در کادر باشد.

در واقع شما می خواهید کاری کنید که عکس های شما عمدی تر به نظر برسند – که نشان دهند شما تنها یک عکس فوری نگرفتید. می خواهید بیننده شما بداند که شما قصد داشتید یک عکس را به شیوه ای خاص بگیرید. که شما چیزی منحصر به فرد در مورد یک منظره شهری خاص یافته اید. و با تاکید بر «جزئیات کوچک و خاص»، سعی دارید این نکته را به بیننده اشاره کنید که «هی! این چیزی است که به نظر من جالب است، و به همین دلیل است که تو باید نگاه دقیق تری به این تصویر بیندازی».

تمرین: به دنبال «چیزی کوچک و خاص» بگردید

اگر در حال عکاسی از یک منظره شهری هستید، دست نگه دارید، و به اطراف خود نگاه کنید. چه چیزی می توانید به کادر اضافه کنید که «یک چیز کوچک و خاص» است؟

شاید یک دوچرخه رها شده در آن نزدیکی وجود داشته باشد. سپس سعی کنید یک گام به عقب برگردید، و بفهمید که چطور می توانید دوچرخه را در کادر خود بگنجانید.

این «چیز کوچک و خاص» هر چه که هست، ببینید چطور می توانید آن را در کادر خود جای دهید.

اما در مورد حرکت چیزهای اطراف در یک صحنه چطور؟ راستش، فقط باید کاری را انجام دهید که احساس می کنید درست است. من شخصا دوست ندارم چیزی در کادر حرکت کند، اما به حرکت چیزها در خارج از کادر اهمیتی نمی دهم. تنها ندای قلب و قانون اخلاقی خودتان را دنبال کنید.
۴
ترکیب بندی خود را کامل و بی نقص کنید
[عکاسی منظره شهری]

اگر در حال عکاسی از یک منظره شهری هستید که حرکت نمی کند، هیچ بهانه ای برای ایجاد یک ترکیب بندی بد ندارید. با بهترین توانایی خود، سعی کنید یک ترکیب بندی عالی و بی نقص ایجاد کنید.

من توصیه می کنم ترکیب بندی خود را با وقت گذاشتن، و با تمرکز بر روی لبه های کادر کامل کنید. فکر کنید که چطور می توانید از المان های حواس پرتکن، یا اَشکالی که در پس زمینه همپوشانی دارند اجتناب کنید.

تمرین: در هم ریختگی ها را حذف کنید

من احساس می کنم که بهترین راه برای داشتن یک ترکیب بندی بهتر، حذف یا کم کردن درهم و برهمی ها، عوامل حواس پرتکن، یا پیچیدگی از کادرتان است. ببینید چطور می توانید مناظر شهری خود را تا حد ممکن ساده کنید، اما هنوز هم آن تاثیر احساسی را داشته باشید.

همچنین سعی کنید با اجتناب از اَشکال روی هم افتاده (دارای همپوشانی)، المان های مختلف را در کادر خود از هم جدا کنید. کمی فضای منفی بین چیزها در پس زمینه اضافه کنید، که عمق بیشتری به کادر شما خواهد داد.

یا از جنبه دیگر، سعی کنید ببینید که چطور می توانید المان های مختلفی در پشته پس زمینه خود در بالای یکدیگر ایجاد کنید. سعی کنید پرسپکتیو را پهن (مسطح) کنید.

لنزک: مطالعه آموزش های ترکیب بندی زیر را به شما عزیزان توصیه می کنیم

    ۱۰ قانون ترکیب بندی عکس
    ۶ تکنیک ترکیب بندی که عکاسی شما را بهبود خواهد بخشید
    ۲۰ تکنیک ترکیب بندی در عکاسی که عکس های شما را بهتر می کنند

۵
در طول ساعت طلایی عکس بگیرید، یا از یک فلاش استفاده کنید
[عکاسی منظره شهری]

نور بر احساس یک صحنه تاثیر می گذارد. اگر از یک منظره شهری عکس می گیرید، سعی کنید عکاسی را در طول طلوع یا غروب خورشید انجام دهید. نور تخت معمولا به معنی احساسات تخت می باشد.

اگر نور خوب نیست – سعی کنید از یک منبع نور مصنوعی (مانند یک فلاش) استفاده کنید. گاهی اوقات نور شدید و زننده فلاش بر حالت منظره شهری تاثیر می گذارد (به آن احساس بیگانه تر، پر اضطراب تر، یا افسرده تر می دهد).

لنزک: نورپردازی تخت (Flat lighting)، زمانی است که صحنه، بدون در نظر گرفتن نوع آن، به طور وسیع و گسترده ای «پخش یا دیفیوز شده و به طور مستقیم» نورپردازی شود. نورپردازی تخت صحنه را روشن می کند، اما جزئیات و عمق را بیرون نمی کشد و به طور کلی باعث می شود عکس گرفته یا بی جان شود – اگرچه در موارد خاص عکاس ممکن است بنا بر هدف دقیقی به آن احتیاج پیدا کند. در عکاسی طبیعت، نورپردازی تخت اغلب توسط آسمان های ابری، یا نور خورشید مستقیم و… ایجاد می شود. از این رو عکاسان منظره اغلب زمانی را برای عکاسی انتخاب می کنند که خورشید در زاویه پایین یا غیر مستقیمی قرار دارد. مثل طلوع صبح زود یا غروب بعد از ظهر (ساعات طلایی)، که علاوه بر جزئیات و عمق، نور اغلب رنگارنگ تر از نور ظهر است.

تمرین: از یک محل چندین بار بازدید کنید

هنگامی که یک منظره شهری خوب می بینید، سعی کنید در شرایط نوری مختلف از آن عکس بگیرید. چندین بار به آن محل برگردید. در طول طلوع، غروب، یا در وسط روز از آن عکس بگیرید. با یک فلاش از آن عکس بگیرید.

سعی کنید عکاسی از منظره شهری خود را در حالت سیاه و سفید و رنگی نیز امتحان کنید. ببینید کدام زیبایی شناسی احساس و حالت یک صحنه را تغییر می دهد.
ن
نتیجه گیری
[عکاسی منظره شهری]

عکاسی از مناظر شهری سخت تر از عکاسی از افراد است – چون به طور کلی ساختمان ها خسته کننده هستند، و درست مانند عکس های فوری به نظر می رسند که هر گردشگری می تواند بگیرد.

ما به عنوان عکاسان خیابانی معمولا بر مستندسازی افراد تمرکز می کنیم. اما توجه کنید که محیط شهری به همان اندازه مهم است – چون عکس های شهری ما بازتابی است از این که ما به عنوان انسان، و یک جامعه چه کسی هستیم.

به علاوه، در مورد این که عکس های مناظر شهری شما ۲۰، ۵۰، ۲۰۰، و ۱۰۰۰ سال دیگر چطور به نظر خواهند رسید نیز فکر کنید. شما دارید تاریخ را مستندسازی می کنید.

نویسنده: اریک کیم (Eric Kim)

منبع:

لنزک


برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 1 ]

[ سه شنبه 9 مرداد 1397 ] 23:38 ] [ آتلیه کودک ]

[ ]

چگونه با چند فریم دنباله های اکشن ایجاد کنیم

 با کمک این آموزش عکاسی گام به گام  می توانید مسیر یک سوژه در حال حرکت را با ترکیب چند فریم در داخل یک تصویر نشان دهید. این تکنیک شامل ثبت چند عکس به سرعت گرفته شده، و سپس چسباندن آنها به یکدیگر برای نشان دادن سوژه در چندین موقعیت در کل کادر است. در ادامه با ما همراه شوید.

اسکیت بردینگ به همان اندازه که به پشتکار و قدرت محض نیاز دارد، نیازمند خلاقیت نیز هست – که چیزی است که ما عکاسان می توانیم به آن مرتبط باشیم.
اسکیت بردینگ و عکاسی هر دو وابسته به ترکیب تخیل و تکنیک هستند – درست همانطور که یک اسکیت باز خط حرکت درست را انتخاب کرده و برای انجام این کار به نحو احسن تلاش می کند، یک عکاس نیز زاویه مناسب دوربین را انتخاب کرده و بهترین راه برای ثبت یک لحظه را در نظر می گیرد. شاید به همین دلیل است که عکاسی کودک در آتلیه کودک از اسکیت بازی یک حس شاعرانه بصری در خود دارد که اکثر ورزش های اکشن دیگر ندارند. یا شاید تنها به این دلیل است که حرکت روان یک اسکیت باز بااستعداد از لحاظ بصری بسیار جذاب است.

این امر به ویژه زمانی درست است که ما چند فریم را برای به دست آوردن یک عکس به هم پیوسته مانند این با هم ترکیب می کنیم. عکاسان همیشه با چالش انتقال یک حس حرکت در یک تصویر ثابت و بی حرکت روبرو بوده اند. ترفندهای زیادی برای این کار وجود دارد – تاری حرکتی (motion blur)، فلاش پرده عقب، تاری پنینگ، فلاش استروبوسکوپی. اما یک تکنیک به طور خاص برای عکاسی از اسکیت بازی ایده آل است.
ماموریت

ایجاد یک عکس به هم پیوسته برای ثیت یک لحظه اکشن

زمان مورد نیاز: یک ساعت

سطح مهارت: متوسط

تجهیزات مورد نیاز: سه پایه، ریموت کنترل شاتر (اختیاری)، رفلکتور (اختیاری)

با یک نگاه سریع به هر مجله اسکیت بردینگ احتمالا متوجه می شوید که عکاسی به هم پیوسته (sequence photography) یک راه عالی برای نشان دادن یک اسکیت باز در حال حرکت است.

این تکنیک شامل ثبت چند عکس به سرعت گرفته شده، و سپس چسباندن آنها به یکدیگر برای نشان دادن سوژه در چندین موقعیت در کل کادر است. طبیعی است که جادوی فتوشاپ در این امر دخیل است، اما همانند بهترین ترفندهای دیجیتال، مهارت واقعی در درجه اول در داخل دوربین صورت می گیرد.

در این پروژه، ابتدا با آماده شدن برای عکاسی با سرعت بالا، و سپس با وصل کردن عکس ها به یکدیگر برای به دست آوردن ترکیب اکشن نهایی، توضیح خواهیم داد که این کار چطور انجام می شود.
الف
در محل عکاسی: ثبت یک دنباله اکشن
دوربین را ثابت و محکم کنید

همه عکس های ما باید به طور کامل هم تراز باشند، چون این امر ترکیب فریم ها در فتوشاپ را آسان تر می کند. بنابراین به یک سه پایه نیاز داریم تا دوربین را ثابت نگه داریم. یک ریموت کنترل شاتر نیز مفید است، چون به این معنی است که لازم نیست در طول ثبت دنباله به دوربین دست بزنیم (جلوگیری از لرزش).
از یک رفلکتور استفاده کنید

در یک روز آفتابی روشن مانند این، رفلکتور به بازتاب کمی نور به سایه های روی سوژه کمک خواهد کرد. از قبل این مسئله را با آنها مطرح کنید تا مطمئن شوید که نور چشم های آنها را اذیت نمی کند – قطعا ما نمی خواهیم یک لحظه مهم را خراب کنیم!
بر روی نقطه مورد نظر پیش فوکوس کنید

فوکوس خودکار بر روی سوژه های به سرعت در حال حرکت می تواند چالش برانگیز باشد. اگر ما بدانیم که سوژه قرار است از کجا رد شود، می توانیم از قبل از او بخواهیم که در نقطه حیاتی بایستد تا بتوانیم بر روی او پیش فوکوس کنیم. سپس دوربین را بر روی فوکوس دستی قرار می دهیم تا آن را در جای خود قفل کنیم.
[عکاسی به هم پیوسته]
عکاسی از کنار

سعی کنید مجسم کنید که سوژه وقتی در موقعیت های مختلف در کل کادر قرار می گیرد، چه طور به نظر می رسد. یک دید جانبی نسبت به اکشن (حرکت) معمولا بهتر است، چون همپوشانی کمتری بین عکس ها وجود دارد. به طور باز ترکیب بندی کنید تا در صورت نیاز فضای اضافی داشته باشید.
از یک زاویه دوربین پایین استفاده کنید

یک زاویه دوربین پایین به تاکید بر ارتفاع پرش و زمان ماندن در هوا کمک می کند. همچنین به ما اجازه می دهد تا مقدار زمین نشان داده شده در کادر را به حداقل برسانیم و ما را قادر می سازد تا سوژه را در مقابل گستره آسمان آبی روشن کادربندی کنیم تا یک پس زمینه ساده و پرانرژی داشته باشیم.
داستان را نشان دهید

یک عکس به هم پیوسته مانند یک داستان کوتاه است و مانند تمام داستان های خوب باید آغاز، میانه و پایان داشته باشد. طوری کادربندی کنید که بتوانید ببینید سوژه شما از کجا می آید، از کجا می گذرد، و در نهایت به کجا می رسد.
نکته مهم

به یاد داشته باشید که همیشه در این نوع عکاسی اکشن خطر زمین خوردن اسکیت باز وجود دارد. این اتفاق نه تنها برای آنها، بلکه برای شما و تجهیزاتتان نیز می تواند دردناک باشد. حتی اگر آنها خودشان هم به هوا نروند، ممکن است اسکیت آنها برود. بنابراین چندین بار ترفند آنها را تماشا کنید تا بهترین موقعیت را برای دوربین پیدا کنید، و اگر یک کنترل بی سیم دارید، شاتر را از راه دور فایر کنید.
ب
آموزش عکاسی گام به گام: دوربین خود را برای ثبت اکشن آماده کنید

نحوه آماده سازی دوربین، چه برای عکاسی از یک اسکیت باز و چه هر نوع دنباله اکشن دیگر در اینجا آموزش داده شده است.
[عکاسی به هم پیوسته]
۱
عکاسی با سرعت بالا

سرعت عمل بالا برای این نوع تکنیک ضروری است. دوربین Canon EOS 5D Mark III که ما از آن استفاده کردیم، قادر به ثبت شش فریم در ثانیه است. ما آن را بر روی مُد پیوسته با سرعت بالا (High Speed Continuous) قرار دادیم، و سپس دکمه شاتر یا کنترل ریموت شاتر را برای گرفتن عکس های سریع فشار دادیم.
[عکاسی به هم پیوسته]
۲
سرعت شاتر سریع

سوژه های متحرک، به خصوص آنهایی که از کنار دوربین حرکت می کنند، به یک سرعت شاتر سریع برای متوقف کردن حرکت و جلوگیری از تاری نیاز دارند. سرعت مناسب به حرکت بستگی دارد، اما برای این اسکیت باز ۱/۵۰۰ ثانیه حداقل سرعت می باشد.
[عکاسی به هم پیوسته]
۳
نوردهی سازگار

سازگاری برای مجموعه عکس های ما حیاتی است. ما دوربین را بر روی مُد نوردهی دستی (M) با سرعت شاتر ۱/۱۲۵۰ ثانیه، دیافراگم f/11 و ایزو ۴۰۰ تنظیم می کنیم. اگر شما با استفاده از مُد دستی راحت نیستید، مُد اولویت شاتر را امتحان کنید. مهم این است که سرعت شاتر را بالا نگه دارید.
[عکاسی به هم پیوسته]
۴
عمق میدان را کنترل کنید

حتی اگر ما از قبل بر روی نقطه ای که سوژه قرار است از آن عبور کند فوکوس کنیم، این احتمال وجود دارد که نقطه فوکوس ۱۰۰% در جای دقیق قرار نگیرد. یک دیافراگم متوسط مانند f/11 با گسترش عمق میدان، به ما کمی ایمنی می دهد.
۵
کادر خود را ساده کنید
[عکاسی به هم پیوسته]

اجازه ندهید عکس های متوالی شما شلوغ و درهم برهم شوند – آنها را ساده نگه دارید. جزئیات زیاد در پس زمینه مانند این عکس (که با یک زاویه دوربین کمی بالاتر گرفته شده است) زمانی که ما «عکس های کلون (clone) شده» را با هم ترکیب می کنیم، می تواند بسیار شلوغ به نظر برسد. بنابراین آن قانون قدیمی را دنبال کنید – سادگی را حفظ کنید. یک پس زمینه ساده یا گستره آسمان به شما کمک خواهد کرد تا فوکوس را بر روی سوژه خود حفظ کنید. ترکیب یک لنز واید – ما از یک لنز ۲۰mm برای عکس اصلی خود استفاده کردیم – و یک زاویه پایین به تاکید بر ارتفاع پرش کمک خواهد کرد. با این حال، برای ترفندهای دیگر یک لنز بلندتر ممکن است انتخاب بهتری باشد – در اینجا یک لنز ۲۰۰mm پس زمینه را تار می کند.
ج
آموزش گام به گام: چگونه دنباله خود را بسازید

مجموعه عکس های اکشن به سرعت گرفته شده خود را با استفاده از مهارت های ماسک کردن در فتوشاپ به هم وصل کنید.
[عکاسی به هم پیوسته]
۱
عکس ها را به صورت چند لایه باز کنید

Bridge را باز کرده و بین اولین و آخرین عکس Shift-کلیک کنید تا دنباله خود را انتخاب کنید، سپس به مسیر Tools > Photoshop > Load Files into Photoshop Layers بروید. این کار آنها را در یک فایل لایه بندی شده باز می کند (می توانید از مسیر File > Scripts > Load Files into Stack in Photoshop نیز استفاده کنید).
[عکاسی به هم پیوسته]
۲
ترتیب عکس ها را تغییر دهید

سپس پنل لایه ها (Window > Layers) را باز کنید و لایه ها را مرتب کنید تا آن طور که شما می خواهید همپوشانی داشته باشند. ما تصویر «hero» را به طرف بالا کشیدیم. شما می توانید از میانبرهای کیبورد Cmd/Ctrl+] یا Cmd/Ctrl+[ برای حرکت لایه ها به بالا یا پایین استفاده کنید.
[عکاسی به هم پیوسته]
۳
ماسک های ناهموار (نامنظم) بسازید

لایه بالایی را هایلایت کرده و ابزار Lasso را بردارید. سپس اسکیت باز را انتخاب کرده و بر روی آیکون Add Layer Mask در پنل لایه ها کلیک کنید. سپس بر روی آیکون چشم لایه زیر آن Alt-کلیک کنید، و پس از آن دوباره اسکیت باز را انتخاب و ماسک کنید. این کار را برای تمام لایه ها به جز لایه پایینی تکرار نمایید. سپس، تمام لایه ها را ظاهر کنید.
[عکاسی به هم پیوسته]
۴
همپوشانی ها را تمیز کنید

تصویر بند انگشتی ماسک در لایه بالایی را هایلایت کنید، سپس ابزار قلم مو یا Brush را بردارید. با رنگ مشکی رنگ کنید تا لبه ها پنهان شوند و بخش هایی از بدن که با لایه های زیرین همپوشانی دارند را تمیز کنید. سپس، تصویر بند انگشتی ماسک بعدی را هایلایت کرده و این کار را تکرار کنید، تا زمانی که ماسک ها کامل شوند.

لنزک: رنگ کردن روی ماسک لایه (Layer mask) یک لایه، با رنگ مشکی باعث محو شدن آن بخش و با رنگ سفید باعث نمایان شدن آن می شود.
[عکاسی به هم پیوسته]
۵
یک افکت محو شدگی اضافه کنید

زمانی که تمام ماسک ها کامل شدند، دنباله باید یکپارچه به نظر برسد. در این مرحله، اگر دوست داشته باشیم می توانیم برای ایجاد یک ظاهر محو شدگی در بخش هایی از دنباله، با شفافیت (opacity) های مختلف آزمایش کنیم. هر لایه را انتخاب کرده و از کنترل های شفافیت (opacity) لایه برای محو کردن آن استفاده کنید.
[عکاسی به هم پیوسته]
۶
تصویر را تکمیل کنید

لایه بالایی را هایلایت کرده و سپس بر روی آیکون Create New Layer کلیک کنید. از میانبر Cmd/Ctrl+Shift+Alt+E برای ادغام یک لایه جدید استفاده کرده و سپس با تنظیم این لایه کار را تمام کنید. ما رنگ ها را با استفاده از مسیر Filter > Camera Raw Filter تقویت و برخی از جزئیات پس زمینه را کلون کردیم.
[عکاسی به هم پیوسته]

نویسنده: PhotoPlus

منبع:

لنزک


[ بازدید : 1 ]

[ سه شنبه 9 مرداد 1397 ] 13:30 ] [ آتلیه کودک ]

[ ]

استفاده از اسپیدلایت ها در عکاسی خیابانی

نوری که اسپیدلایت ها (فلاش) به من می دهند درهیچ زمانی از طول روز به آن دست پیدا نمی کنم، همیشه استفاده از آن در خیابان، چه برای عکاسان ایرانی و چه عکاسان خارجی سخت بوده است.


استفاده از آن در خیابان برای مردم عجیب می باشد و اینکه شما در حین عکاسی پرتاب نور داشته باشید، نگاه ها را به سمت شما جلب می کند. شاید این نگاه ها برای بعضی از عکاسان سخت باشد، ولی به دلیل اینکه عاشق عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد بوده ام فراموش کرده ام اینکه مردم در موردم چه فکر می کنند.
[اسپیدلایت در عکاسی خیابانی]

مهمترین بخش استفاده از اسپیدلایت به غیر از اینکه یک عکاس باید نحوه ی استفاده از آن را بداند، انتخاب چهره هایی است که عکاس قصد دارد از آن ها استفاده کند. بعضی از چهره ها به گونه ای هستند که نور اسپیدلایت ها به خوبی بر چهره ی آن ها می نشیند و این انتخاب چهره ها برای هر عکاس متفاوت می باشد.
[اسپیدلایت در عکاسی خیابانی]

این که چه انتخابی داشته باشیم بسته به حسی است که هرعکاس نسبت به مردم اطرافش دارد که یک موضوع شخصی و درونی می باشد و غیر قابل آموزش و توضیح دادن.
[اسپیدلایت در عکاسی خیابانی]

استفاده از اسپیدلایت همیشه خطراتی را نیز برای عکاس به همراه دارد، ولی با حضور مداوم در خیابان و استفاده از آن یاد میگیریم که با نزدیک تر شدن و ارتباط گرفتن با مردم می توانیم این خطرات را تا حد زیادی کم کنیم.

نویسنده و عکاس: سلمان سام دلیری

منبع:

لنزک


برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 1 ]

[ دوشنبه 8 مرداد 1397 ] 22:58 ] [ آتلیه کودک ]

[ ]

چگونه عکس پنینگ بگیریم

 شما باید آن دسته از عکس هایی که در آن یک ماشین یا موتورسیکلت شارپ و در فوکوس دیده می شود در حالیکه به نظر می رسد پس زمینه با یک اثر تاری در حرکت است را دیده باشید. در ابتدا، ممکن است فکر کرده باشید که این یک ترفند فتوشاپ است یا چیزی که فقط یک عکاس ورزشی حرفه ای می تواند به آن دست یابد. خب، اجازه دهید بگویم که این تکنیک عکاسی پنینگ (panning photography) نام دارد و یادگیری آن آسان است.

تمام کاری که باید انجام دهید این است که این تکنیک را تمرین کنید، تا وقتی که بر هنر عکاسی  بارداری در  آتلیه بارداری پنینگ مسلط شوید. برای کمک به شما در انجام این کار، من شش نکته آسان را لیست کرده ام که به شما کمک خواهد کرد عکس های پنینگ عالی بگیرید.

نکته: از این تکنیک در اینترنت با نام هایی چون تکنیک مووینگ، تکنیک کشیدگی در عکاسی و عکاسی موشن نیز یاد شده است. که نام اصولی آن تکنیک عکاسی پنینگ می باشد که به حرکت یا کشیدگی دوربین طی نوردهی اشاره دارد.
۱
دوربین خود را بر روی مُد اولویت شاتر تنظیم کنید
[عکاسی پنینگ]

اولویت شاتر (Tv برای کانن، S برای نیکون و سایر دوربین ها).

همانطور که دوربین خود را نگه داشته اید تا یک عکس پنینگ بگیرید، اولین کاری که باید انجام دهید این است که مُد دوربین خود را بر روی اولویت شاتر تنظیم کنید. عکاسی پنینگ چیزی جز انتخاب صحیح سرعت شاتر نیست – مقادیر دیافراگم و ایزو در اینجا نقش چندان مهمی ایفا نمی کنند.

این مُد به شما اجازه می دهد تا سرعت شاتر را تنظیم کنید، در حالی که دوربین به مقادیر دیافراگم و ایزو رسیدگی می کند که بسته به شرایط نور متفاوت خواهند بود.
۲
یک سرعت شاتر آهسته انتخاب کنید
[عکاسی پنینگ]

سرعت شاتر برای پنینگ بر روی ۱/۳۰ ثانیه تنظیم شد.

همانطور در بالا اشاره کردم، مهم ترین المان نوردهی عکاسی پنینگ، سرعت شاتر است. بنابراین برای این که سوژه شارپ و پس زمینه در حرکت به نظر برسد، باید به شاتر اجازه دهید تا برای یک مدت زمان کافی باز بماند.

برای ثبت عکس های پنینگ عالی، سرعت شاتر ایده آل هر چیزی بین ۱/۳۰ و ۱/۱۲۵ ثانیه است (هرچه سوژه سریعتر حرکت کند، سرعت شاتر باید سریعتر باشد). این محدوده سرعت شاتر به دوربین زمان کافی می دهد تا حرکت را در عکس ثبت کند، در حالیکه سوژه را در فوکوس واضح یا شارپ نگه دارد.
۳
از یک سه پایه استفاده کنید
[عکاسی پنینگ]

کلیک بر روی دکمه شاتر به صورت دستی در یک سرعت شاتر آهسته تر ممکن است کمی لرزش در عکس های شما ایجاد کند. برای اطمینان از این که عکس های پنینگ شارپ می گیرید، دوربین خود را بر روی یک سه پایه یا یک مونوپاد قرار دهید تا در طول پنینگ لرزش دوربین را به حداقل برسانید.

این احتمال وجود دارد که در حین پنینگ دوربینتان همراه با سوژه در حال حرکت، بدن خود را نیز حرکت دهید و این کمی لرزش در دوربین ایجاد می کند. استفاده از یک سه پایه یا یک مونوپاد، حرکات رو به بالا یا رو به پایین دوربین را به حداقل خواهد رساند و تنها به دوربین اجازه می دهد که از یک طرف به طرف دیگر حرکت کند.

نکته: اگر قصد داشتید عکاسی را دوربین در دست انجام دهید، چرخش از ناحیه کمر می تواند به کاهش لرزش کمک کند.
۴
دقیق فوکوس کنید
[عکاسی پنینگ]

از آنجا که سوژه به سرعت در میان کادر حرکت می کند، واقعا مهم است که فوکوس را به طور دقیق بر روی سوژه قفل کنید. دو راه وجود دارد که می توانید این کار را انجام دهید تا سوژه در فوکوس شارپ ظاهر شود، در حالیکه پس زمینه در حرکت به نظر برسد.

تکنیک فوکوس خودکار: اگر تازه کار عکاسی پنینگ را شروع کرده اید یا اگر در مورد فاصله سوژه از دوربین مطمئن نیستید، همیشه از تکنیک فوکوس خودکار استفاده کنید. برای اطمینان از این که به طور دقیق بر روی سوژه فوکوس می کنید، مُد ردیابی فوکوس پیوسته (AF-C بر روی نیکون، و AI Servo برای کانن) را روشن کنید. این کار به دوربین شما کمک می کند تا به طور پیوسته بر روی سوژه ای که در میان کادر حرکت می کند، فوکوس کند.

تکنیک فوکوس دستی: اگر در مورد فاصله ای که سوژه از مقابل شما عبور می کند مطمئن هستید، آن وقت بهترین روش استفاده از یک تکنیک فوکوس دستی است. بنابراین از پیش بر روی نقطه ای که سوژه شما از آن عبور خواهد کرد فوکوس کرده و سپس مُد فوکوس را به حالت دستی تغییر دهید. این تضمین می کند که شما بسیار سریعتر کلیک کنید، چون لنز شما به طور مداوم سوژه را شکار نمی کند. تنها دوربین خود را همراه با سوژه متحرک حرکت دهید و چند عکس بگیرید، بعدا بهترین عکس را از میان آنها انتخاب کنید.

نکته: به یاد داشته باشید که دوربین خود را بر روی حالت عکاسی متوالی یا پشت سر هم تنظیم کنید تا هنگامی که دکمه شاتر پایین نگه داشته می شود، چند عکس گرفته شود.
۵
در موقعیت صحیح قرار گیرید
[عکاسی پنینگ]

سعی کنید کمی فاصله بین دوربین خود و سوژه در حال حرکت نگه دارید تا به دوربین فضای کافی برای قفل سریع فوکوس بر روی سوژه بدهید. اگر خیلی نزدیک به سوژه در حال حرکت قرار گیرید، این احتمال وجود دارد که لنز شما نتواند بر روی سوژه فوکوس کند، زیرا فاصله کوتاهتر از حداقل فاصله فوکوس است. همچنین نگه داشتن سوژه در کادر، زمانی که واقعا بزرگ باشد (کلوزآپ) سخت تر است.

عکس های پنینگ هنگامی که کنتراست و حداقل دو یا چند رنگ در پس زمینه وجود داشته باشد، چشمگیرتر هستند. پس زمینه ای را تصور کنید که کنتراست یا تضاد رنگی ندارد و تنها یک رنگ دارد، در این صورت به سختی بر روی عکس پنینگ شما تاثیر خواهد داشت.
۶
همراه با سوژه حرکت کنید
[عکاسی پنینگ]

کل ایده عکاسی پنینگ، گرفتن یک عکس از یک سوژه در حال حرکت است، در حالیکه دوربین خود را همراه با سوژه حرکت می دهید. یک چیز که باید از آن مطمئن شوید این است که سرعتی که در آن دوربین خود را حرکت می دهید باید با سرعتی که سوژه در کادر شما حرکت می کند، مطابقت داشته باشد. سوژه را از چپ به راست (یا بالعکس) با همان سرعت دنبال کنید و تا وقتی که به وسط می رسید توقف نکنید (مانند دنبال کردن توپ در گلف).

یک نکته طلایی که مایلم به عنوان تجربه ام به اشتراک بگذارم این است که دکمه شاتر خود را تنها زمانی فشار دهید که سوژه به موازات دوربین شما قرار داشته باشد. این تضمین خواهد کرد که سوژه شما کاملا در فوکوس باشد و شارپ به نظر برسد، در حالیکه می توانید ماتی حرکتی پس زمینه را به خوبی به دست آورید.


نویسنده: کونال مالهوترا (Kunal Malhotra)

منبع:

لنزک


برچسب ها: عکاسی , راهنمای عکاسی , آموزش عکاسی ,

[ بازدید : 1 ]

[ دوشنبه 8 مرداد 1397 ] 22:57 ] [ آتلیه کودک ]

[ ]

خشکشویی آنلاین طلاق توافقی دوربین مداربسته نمایندگی تعمیرات سونی طراحی سایت شرکتی
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]